اهواز کیانپارس
|
|
عجب صبری داشت هاشمی موضوع: اجتماعی جمعه پنجم تیر 1388 9:31
خدا زیادش کند
الان زمان تغییر وضعیت حکومتی است. یا زورگویان پیروز میشوند و مردم را برای همیشه سرکوب میکنند، یا اینکه همون گونه که تاریخ از زمان پیدایش ایران نشان داده، مردم موفق میشوند و نظام ظالم و ستمگر زمانه را از مسند قدرت به زیر کشیده و خود را آزاد سازند. ناراحتی من از این است که راه سومی هم وجود دارد. همون راهی که اواخر سلسله ساسانی بود. همون موقعی که نارضایتی مردم از حکام آن زمان باعث شد بیگانگان برای ما وارد جنگ شوند و اوضاع ایران را تغییر دهند که بدبختی آن همچنان گریبانگیرمان هست. خدا کند اینبار خود مردم دست بکار شوند و اجازه تصمیم گیری را به هیچ بیگانه ای ندهند. به امید ایرانی آزاد به قول آرش خیرآبادی؛ با پیشکش درودهای ایرانی قربان شماها..... نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |
مرگ بر دیکتاور... ودیگر هیچ... موضوع: اجتماعی جمعه بیست و نهم خرداد 1388 4:36 مرگ بر دیکتاور... ودیگر هیچ...
سلام چند روزی است که همان قهرمانان همیشگی , همان دلیران در صحنه , همان ملت همیشه سرافراز حال برای خودکامگانی که مزه ی شیرین قدرت در دهن کثیفشان مزه کرده است تبدیل به آشوبگرانی سر کش شده اند. آنهایی که تا یک هفته قبل موجب غرور این نظام و حکومت بودند حال به خار و خاشاکی در چشم نظام بدل گردیده اند. اگر واقعا فردی با این همه اختلاف دارای رای ملت شده است پس این همه بگیر و ببند برای چیست ؟ این همه محدودیت برای چیست؟ قربون همتون برم... نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |
وبلاگ نویسی؛ از شخصی نویسی تا دغدغه مخاطب موضوع: اجتماعی دوشنبه هفدهم فروردین 1388 9:4 وبلاگ نویسی؛ از شخصی نویسی تا دغدغه مخاطبجدا یه وبلاگ نویس برای چی باید بنویسه و چه انگیزه هایی باعث میشه که این نوشتن تداوم پیدا کنه یا با غروب یک وبلاگ به انتهاش نزدیک بشه؟ تجربه به من ثابت کرده که اکثریت وبلاگهایی که به زبان فارسی منتشر شدن و بعد از مدتی کوتاه ادامه فعالیت ندادن در یک مساله اشتراک دارن. نویسندگان تمامی این وبلاگها بدون گذراندن و یا حتی دانستن سیر رشد و نزول یک وبلاگ، اقدام به ایجادش کردن و بعد از مدتی نا امیدانه وبلاگ رو تعطیل کردن و یا حتی تمامی مطالبش رو پاک کردن! نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |
کی میگه وبم سیاسیه!؟!؟!؟ موضوع: متفرغه سه شنبه یازدهم فروردین 1388 9:42 سلام نمی دونم کی گفته وبلاگ من سیاسیه!؟ آخه کجای نوشته های من به سیاست ربط داره؟ بابا نوشته های من فقط یه مقداری درد و دله که میام توی وبلاگم مینویسم. دلم از هر چیزی در اطرافم بگیره، میام و اینجا یکمی در موردش مینویسم. اون اوایل کارم یه پست نوشته بودم به اسم وقتی گلابی معنای سیایت میدهد. بهتره اونهایی که به من میگن سیاسی برن و این لینک رو مشاهده کنند. اگه قرار باشه درد و دل انسانها به معنی سیاسی بودنشون باشه که ما 70 میلیون سیاستمدار داریم! متاسفانه چندتایی از دوستان بهم کامنت زدن که زیاد سیاسی ننویس چون بلاگفا داره فیلترش رو سخت تر میکنه. باید خدمتتون عرض کنم متاسفانه سایت محبوب بلاگفا دیگه داره شورش رو با فیلترهاش در میاره. چند روز پیش هم یکی از دوستان عزیز بهم کامنت داد و بعد از کلی عذرخواهی، ازم خواست لینکش رو از وبلاگم بردارم چون بهش گیر دادن نباید توی وبلاگهای سیاسی لینک داشته باشی. خلاصه اینکه الکی پشت سر وبلاگ مردم صفحه نزارید. بابا بزارین زندگیمون رو بکنیم. فعلاً خیلی سرم شلوغه(به یاد گذشته ها). توی پست بعدیم در مورد خدمت سربازیم مینویسم. قربون همتون برم....... نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |
اولین پست از محل جدید کارم سلام دوستان عزیزم.
ببخشید که این چند وقته اصلاً فرصت نمیکردم درست و حسابی به وضعیت وبلاگ بپردازم. دیگه همگی میدونید خدمت سربازی و هزار تا گرفتاری. خلاصه اینکه میخوام تا اونجایی که ممکنه فعالیتم رو توی وبلاگم زیاد کنم. امیدوارم که شما هم توی این مسئله کمکم کنید. قربون همیه شما دوستان گلم./. نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |
تبر موضوع: جالب و خواندنی جمعه چهارم بهمن 1387 3:31 به هیزم شکن ماهری کاری دریک تجارتخانه بزرگ چوب پیشنهاد شد و اون قبول کرد. حقوق پیشنهادی و همه شرایط کار فوق العاده بود و به همین خاطر هیزم شکن عزمش رو جزم کرد که تمام تلاشش رو بکنه و کار رو به نحو احسن انجام بده. کارفرما یه تبر بهش داد و بعد هم اونو به محل کارش برد. روز اول 15 تا درخت رو انداخت. کارفرما برای کار خوبش ازش تشکر کرد و بهش گفت که همینطوری ادامه بده... این تشویق باعث شد هیزم شکن تو کارش انگیزه بیشتری پیدا کنهروز بعد هیزم شکن بیشتر تلاش کرد ولی این بار 10 تا درخت رو انداختروز سوم حتی از روز دوم هم بیشتر سعی کرد ولی فقط 7 تا درخت رو تونست قطع کنههر روز که میگذشت تعداد درختها کمتر میشدبا خودش گفت حتما دارم قدرتمو از دست میدمرفت پیش کارفرما و بهش گفت که چی شده و اینکه چقدر ناراحتهکارفرما گفت: آخرین بار کی تبرتو تیز کردی؟هیزم شکن گفت: تیز؟؟؟ وقت نداشتم تیزش کنم! سرم گرم قطع کردن درختا بود!!! گاهی تو زندگی لازمه که یه کم وایسیم و نگاهی به خودمون و داشته هامون بندازیم.. چیزایی که داریم همیشه کافی و کامل نیستن . کلید موفقیت اینه که هر چند وقت یه بار تبر وجودمونو تیز کنیم! قربون همتون برم................ نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |
ایدز حلال؛ایدز حرام موضوع: اجتماعی دوشنبه شانزدهم دی 1387 20:45 ایدز حلال؛ایدز حرامیه زمانی بود توی ایران هرکی ایدز می گرفت انگار زنای محصنه کرده! اسم این بیماری تنها چیزی رو که توی افکار مردم وارد می کرد این بود که آدمی که ایدز گرفته یه آدم لاابالی لاشی و هرزه و منفور و کثافت و همجنس باز و پست لجنیه که چند سال آزگار رو با جنده ها خوابیده و همه اش خواب شورت و کرست بانوان رو می دیده و بعدش این بیماری رو گرفته! صدا و سیمای ما هم که همیشه بهترین و آموزنده ترین و پربارترین برنامه ها رو خدمت ملت شهید پرور ارائه میده، یه سری سریال می ساخت که توش یه پسره از خارج از کشور اومده بود ( و حتما هم از خارج از کشور بود و نه از داخل خود ایران)، بعد این پسره ایدز داشت و خلاصه بساطی بود سر این قضیه. اون موقع تلاش می کردن که به مردم بگن هرکسی دیدید ایدز داره یعنی کافر و ملحده و باید دخلش رو آورد. مخصوصا این برنامه های مستندی رو که نشون می داد و حالا یه فلک زده ای رفته بوده خارج از کشور و خون آلوده بهش زده بودن و ایدز گرفته بود، اینا می چسبوندنش به روابط جنسی و آمیزشی و سکس و بی بند و باری و وجود دختر بور و بلوند خارجی! قربون همه عزیزانم.............. نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |
زنانگي؛ واژه نايافته در قاموس زندگي مدرن موضوع: اجتماعی پنجشنبه دوازدهم دی 1387 23:6 زنانگي؛ واژه نايافته در قاموس زندگي مدرنپيش گفتار: راستش اول می خواستم در انتهای مطلب یک پی نوشت بگذارم اما چون تجربه ثابت کرده که در متنهای این چنینی که دید انتقادی داره، اکثریت می خوان دفاع کنن و بدون اینکه تا انتهای مطلب رو بخونن میرن کامنت بگذارن برای همین ترجیح دادم همین ابتدای کار چند تا مساله رو عنوان کنم تا بعد بریم سراغ اصل مطلب. قربون همتون برم............... نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |
سکوتم از رضایت نیست موضوع: متفرغه جمعه ششم دی 1387 18:24 سکوتم از رضایت نیست جمله معروفی هست که میگه؛ اگر حرفی برای گفتن بود، دیوار ها سکوت نمیکردند. ولی تو این وضعیت شرایط فرق میکنه. آنقدر حرف برای گفتن هست که دیوارها هم سکوت کرده اند. الان 22 روز هست که چیزی ننوشته ام. نه اینکه چیزی ندارم بنویسم، بلکه نمیدونم چی بنویسم و از کجا شروع کنم. از وضعیت بد مردم و بدبختی هاشون یا سفر احمدی نژاد، از دلتنگهام یا خبرهای خوب. خواستم راجع به اتفاقات سفر رئیس جمهور به اهواز بنویسم که نشد، خواستم با مردمی که شب یلدا حتی قدرت خرید یک هندوانه رو هم نداشتن همدردی کنم که باز هم نتونستم. البته دلیلش رو میدونم، همش بخاطر این خدمت لعنتی هست که 2 ماه دیگه تموم میشه. از همین الان دارم واسه بعد از خدمتم برنامه ریزی میکنم. تا همین الان هم چند نفری بهم پیشنهاد کاری دادن و دارم راجع بهشون فکر میکنم تا بهترین رو انتخاب کنم و همین امر باعث شده مغزم موقع نوشتن درست کار نکنه. مثل یه سیستم کامپیوتری میمونه که چند وقته داره با یه ویندوز کار میکنه و از بس هجم برنامه ها زیاد شده، دیگه موقع کار همه چیز رو با هم قاطی میکنه. منم این 2 ماه آخری واقعاً نمیکشم. اونقدر فکرم مشغوله که تمرکز کافی واسه نوشتن رو ندارم. احتیاج به یه ویندوز جدید و برنامه های نو دارم. حالا اینها همشون بهونه بودن تا دیگه اینقدر نگید چرا دیر آپ میکنم. الان هم باید نوشتن رو تموم کنم چون 2 تا سیستم سر دستمه که باید فردا تحویل مشتری بدم. قربون همتون برم....... و دیگر هیچ........... نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |
راز موفقيت اين است : هدفي را بي وقفه دنبال كردن موضوع: اجتماعی پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 17:18 راز موفقيت اين است : هدفي را بي وقفه دنبال كردن متاسفانه هنوز کسی پیدا نشده که بخواد نسبت به این موضوع با من همکاری کنه و البته خیلی ها هم با ایمل ها و کامنتهای زیباشون، بنده رو مورد انتقاد قرار دادن که خیلی برام جالبه اونها حتی نحوه انتقاد رو هم بلد نیستن و سعی میکنند یه جورایی من رو توبیخ کنند. عزیزانم بهتره به جای ایراد گیری از تکه تکه های پست من، یه انتقاد کامل مینوشتید و به تمام موضوع اشاره میکردید. اینکه فقط جواب یک یا دو خط رو بدید که نشد نقد و شرکت در بحث! دوست ممکن الوجود عزیز، اگه کامل پستهای بنده رو میخوندید متوجه میشدید منظور من چیه. اصفهان و گیلان و... برنامه هایی با زبون محلی پخش میکنند ولی این شامل همه برنامه هاشون نمیشه و در ضمن این تنها زبون محلی اون منطقه به حساب میاد، ولی در استان ما از فیلم و اخبار و هر جور برنامه ای گرفته تا سر در ورودی شهرمون و هزار تا مسخره بازی دیگه که به زبون عربی نوشته یا پخش میشه. باید خدمتتون بگم از هر حیثی که به مسئله نگاه میکنیم(جمعیت، تاریخ و ...) قوم بختیاری برتری دارند و این اقدام صدا و سیما یعنی توهین به این قوم بزرگ. نمیخوام در قرن 21 قوم گرایی کنم، فقط میگم این کار باعث شده از تمام نقاط کشور ما رو عرب بدونن و متاسفانه همین مسئله باعث بی احترامی خیلی از هموطنان به ما خوزستانی ها میشه. هنوز یادم نمیره وقتی تهران میگفتم خوزستانی ام، در جواب بصورت مسخره میگفتن؛ عربید؟ پس چرا سیاه نیستید؟ راست میگن اگه دختر عموتون دوست پسر داشته باشه، سرش رو میبرید؟ این از برخورد مردم استانهای دیگه و توی استان خودم هم که همین حرکت ها باعث شده احساس کنم توی کشوری غریبه هستم و اینجا واقعاً ایران نیست. وقتی توی صف نانوایی چون فارسی حرف میزنم و نانوا یک عرب هست، باید حقم خورده شود، چون نانوا این اعتقاد را دارد اینجا(الاحواز) شهر آنهاست و اول باید خودی ها نان بخورند و بعداً نوبت این غریبه هاست. یا جوانان غیرتمند عربی که با سلاح به خیابان می آیند و میگویند؛ عجم ها شهر مارا ترک کنید و بگذارید راحت زندگی کنیم و مسائل دیگری که من به عنوان یک اهوازی و خوزستانی هر روز با آنها برخورد دارم. اینبار هم یکی دوستان جوابیه نه چندان کاملی رو کامنت کرده بودند که باید خدمت این دوست عزیز بگم؛ در همه استانها به زبون محلیشون برنامه پخش میشه، ولی نه به این هجم گسترده. درست که تهران پایتخت و اصفهان و شیراز هم شهرهای تاریخی، ولی این دلیل نمیشه که این همه امکانات برای اون شهر ها در نظر بگیرند در صورتی که جوون اهوازی از حداقل امکاناتش هم نمیتونه استفاده کنه و تا وضع مالی خوبی پیدا میکنه قصد خروج از این شهر و استان به سرش میزنه. فکر میکنم همه این موضوع رو قبول دارید که بودجه کشور داره از نفت اهواز و خوزستان تامین میشه و موارد دیگه مقدار ناچیزی رو به خودشون اختصاص میدن. پس چرا من بنا به این مسئله حتی تفریگاه درستی هم نباید داشته باشم. اگه تهران پایتخته و اصفهان شهر تاریخی، پس ما هم قطب نفتی هستیم. میدونستید اگه همین اهواز و خوزستانی که عربها ادعای مالکیتش رو میکنند و میگن باید از ایران جدا بشه، رو واقعاً از ایران جدا میکردند، ایران جز فقیر ترین کشور ها میشد؟ پس به منه جوون اهوازی حق بدید که از بی امکاناتی شهرم به مسئولین گله مند بشم. راستی اون نکته هم که گفته بودی، شما میدونید عجم یعنی چی؟ خیلی جالبه که انسان رو با احترام فراوان زبون نفهم صدا کنند. در آخر ازتون میخوام اگه نقدی رو آماده میکنید، حداقل نقد قابل قبولی باشه نه یک انتقاد از روی بی اطلاعی و تعصب بیجا.
قربون همه................. نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
About
![]() وقتی دلم از چیزی میگری، وقتی دلتنگ چیزی یا کسی میشم، وقتی تحمل یه چیزی برام سخت میشه،،، تنها یه راه برام میمونه. بیام و خودم رو توی وبلاگم خالی کنم.
توضیحاتی در مورد نویسنده وبلاگ: http://ahwaz-kiyanpars.blogfa.com/profile Google Searcher
|
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati