تبليغاتX
اهواز کیانپارس
خانهایمیلآرشیوRss
Search

دوستت میدارم 

موضوع: عاشقانه جمعه بیست و سوم تیر 1385 19:33

این مطلب رو تقدیم میکنم به سمیه عزیزم. کسی که تمام زندگی ام را از او دارم

دوستت میدارم

چرا هیچ اتفاقی نمی افتد؟ چرا همیشه فراموش می کنم یک قطره از اشکهایم را برایت نگهدارم؟ چرا کسی شعرهای شکسته ام را از روی پیاده رو بر نمیدارد؟ چرا کسی باور نمی کند خورشید صبحگاهان در اتاق من بدنیا می آید و شامگاهان در ایوان من میمیرد؟ تا کی گیسوان بلندت را دانه دانه و حرفهایم را واژه واژه روی پوست شیرینت بنویسم؟ تا کی پنجره را باز بگذارم تا ابرها یکی-یکی بیرون بروند؟ تا کی برای دیدن تو زنده بمانم؟

چقدر هوا خوب است! چقدر لاله ها زیبا شده اند! بارانهای نقره ای بوی تو را میدهند. روز به رنگ نفسهای  توست و شب چون چشم های زیبای تو می باشد. لبهایت را به سلام باز کن مهربان تا زمین هزار سال جوان شود. عشق را به درختان یاد بده و برای گنجشک هایی که در برف مانده اند کمی شعر بپاش...

چرا هیچ اتفاقی نمی افتد؟ چرا کسی آوازهای زخمی مرا نمی بیند؟ چرا کاسه ها همچنان خالی مانده اند؟ چرا هیچ کسی گل سرخی نمی چیند؟

من و تو شبیه هم هستیم. شبیه کسی که عاشقانه دنبال بهشت می گردد. شبیه شاعری که دوستمان می داشت. من و تو تشنه ایم. بیا دوباره خودمان را به خداوند معرفی کنیم... بیا... بیا...

خوب مثل همیشه یه نظر از این مهیار داریم که اینبار با اسم زیبای خودشون نوشتند ولی بنا به درخواست بعضی از دوستان جوابشون رو نمیدم

در آخر هم یه شعر زیبا از دکتر علی شریعتی براتون مینویسم:

واندرین صحرای وحشت زای مرگ    ***    وای بر من وای بر من یار کو؟...!

قربان همه بچه های گل اهوازی

نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |

باز هم این مهیار کوچولو 

موضوع: دوشنبه نوزدهم تیر 1385 21:29

سلام خدمت دوستان عزیزم

امروز اومدم تا جواب نظراتی رو که بهم دادید بنویسم.

امیلی عزیز ممنون که سر میزنی. تو که خیلی دیر به دیر آپ میکنی. رز تنهای مهربانم ممنون شما لطف دارید. مگس(مهیار کوچولوی خودمون) تو که هنوز رو داری کوچول. مگه اون بار بهت نگفتم دیگه این طرفا پیدات نشه. نیما جان من در مورد کسی چرت و پرت ننوشتم و همون طوری که قبلاْ گفته بودم اکثر این آقایونی که اسمشون رو توی وبلاگ گذاشتم خودشون از همه چیز خبر دارند و مطمعن باشید اگر کسی مخالفت بکنه اصلاْ اسمش رو توی وبلاگ نمی زنم در ضمن اگه بعضی مطالب این وبلاگ بدرد شما نمی خوره به این معنی نیست که بدرد کسی دیگه ای هم نمی خوره.(پس لطف کن اگه دفعه بعدی نظر میدی یه نظر زیبا تر بده). آبجی روشنک گلم ممنون که وبلاگ من رو مورد مطالعه قرار دادی. هدف از برپایی این وبلاگ فقط معرفی بچه های کیانپارس بهم دیگه هست(پس با بنگاه دوستیابی خیلی فرق می کنه) در ضمن اسم این آقایون رو زدم نه بخاطر اینکه براشون تبلیغ کرده باشم و تا اونجایی که من میدونم این ها همشون آخرتش هستن و با یه فحش یا ناسزای شما() هیچ وقت دست و پاشون رو گم نمیکردند. و در آخر هم بگم من توی این وبلاگ مطالب دیگری هم مینویسم که فکر میکنم تا حدودی مفید باشند. مهرداد جان من هم تو رو اینک کردم ولی چرا قالب وبلاگت مثل منه؟؟؟؟ تاتالو(فکر کنم همون مهیار باشه) مهیار جان خیلی تابلو هستی داداش. آخه اون قدر کودنی که نمی دونی نباید پستهات رو به یه شکل بنویسی. اینجوری که همه متوجه میشن کار خودته و نفهم جان من کجا بکس کیانپارس رو خراب کردم هااااا. من فقط تو رو خراب کردم چون خیلی باهالی. پانتها(ااااه باز هم مهیاره) این که رفیقهای من واسم نظر میدن که تابلو هست آخه بچه کوچول چرا داری میسوزی. تا اون جایی که من میدونم  فقط الافهایی مثل تو بچه خوشکل توی کیانپارس ول هستن باقی بچه ها که زیاد توی خط نمیان. از یکی از بچه های کیانپارس شنیدم که شده پاتوق بچه های گلستان و کوروش و ... . خوب چکار میشه کرد. راستی مهیار جان زیاد کانکت نشو پول تلفن خونتون میره بالا اون وقت بابات جیزززت میکنه ها.

در آخر فقط یه چیز در مورد وبلاگم برای این مهیار  و امسال اون می نویسم:

دور از دسترس اطفال

نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |

جواب این مزاحم 

موضوع: جمعه شانزدهم تیر 1385 19:1

با عرض سلام خدمت همه دوستان گلم

امروز واسه این آپ کردم که جواب این آقا مهیار خوشگل رو بدم.  مهیار جان من یک بار بهت گفتم شخصیت خانواده ات رو برای بچه ها مشخص نکن. ولی خوب مثل اینکه نمی خوای این شخصیت والات بین بچه ها مخفی بمونه. کوچولو یه بار بهت گفتم توی وبلاگ من  حس نکن آدمی. در ضمن جواب تو یه الف بچه رو هم نمیدم چون  در حدم نیستی. پس بزار دیگران در موردت تصمیم بگیرند. در ضمن عزیزم چرا توی وبلاگ آقا شهاب این همه نظر های مختلف در مورد خودت میدی (می خوای بگی بچه خوشکلی... آره بابا تو خوشکل.. تو دوست مرسده.. اصلاْ تو بچه پیج.. باقی بچه های کیانپارس هم باید برن بمی رن).

آقا شهاب من جواب ایمیل شما را دادم.

فعلاً عرضی نیست.

قربان همه بچه های گل اهواز.

نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |

چند تفاوت جالب 

موضوع: جالب و خواندنی یکشنبه یازدهم تیر 1385 14:38

با سلام خدمت تمامي دوستان عزيزم كه زحمت مي شكند و به وبلاگ اين حقير سر مي زنند. در ابتدا شهات بزرگ بانوي اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) را به تمامي دوستداران اين حضرت تسليت عرض ميكنم.

يه مطلب خيلي زيبا رو براتون آماده كردم كه در مورد تفاوت هاي عمده دختر ها و پسر هاست. لطفاً تا آخر بخونيدش و در موردش هم نظر بديد.

 

1-دخترا خيلي دوست دارن جاي پسرها باشند اماپسرها اصلا دوست ندارن جاي دخترا باشند.

2-اگر يه دختر یه مشکل غيرقابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يه مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده.

3-يه دختر اگر دو مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه.

4-يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته باشه يه هفته افسرده ميشه بعد با 2 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ادامه ميده، اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!!

5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاه تره.

6-دخترا مي خوان سرپسرا کلاس بذارن اما در نهايت سره خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي رو که ميبينن کلاه بذارن و در نهايت موفق ميشن.

7-اگر به يه دختر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر خوبي و عاشقت ميشه اما اگر به يه پسر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر بي جنبه هستي به هر کاري ميزنه که از شرت خلاص شه.

8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش و ابرو و دماغ و دهن و........هست.

9ـ دخترا با اينکه از پسرا بيشتر قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يه دختر به چشم ميخوره.

10- دخترا فکر ميکنن بهترين راه براي داشتن يه رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستن بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرفه مقابله!

11- دخترا از درس و مدرسه بيزارن ولي پسرها از درس و مدرسه فراري هستن!

12-پسرا به هم حسودي نميکنن ولي دخترا به هم حسودي ميکنن.

13ـ دخترها زير بار حرف زور ميرن ولي پسر ها خودشون حرف زور ميزنن.

14-اگر يه دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما پسرها در يک جمع فقط سوتي ميدن.

15-يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه.

16-يه دختر اگه با دوست پسرش به هم بزنه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 2-3 تا ديگه دوست ميشه.

17ـ يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه ساعت 4 اما اگر يه دختر از پسره ساعت بپرسه ميگه سا عت 4و2دقيقه و23 ثانيه و اينم شماره تلفن من...... سر ساعت 5 منتظر تماستم!

18- دختر ترشيده ميشه اما پسر نه!

19- اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه پسره فکر ميکنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش!

20- بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول2  دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند ميزنند زير خنده و ميگن خيلي با حال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص ميخورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت به من بدبخت ميل ميزنن و فحش ميدن!!! (نظر يادتون نره)

در بخش نظرات پست قبلی این مهیار کاویان نژاد نظر داده بودند و چون توی نظرشون شخصیت خودش و خانواده اش رو نشون داده بود مجبور شدم حذفش کنم و اینم بگم مهیار کوچولو اینجا آدمهای بزرگ میان جا برای شما کوچولو ها نیست. پس نیا چرت و پرت بنویس. در ضمن اگه من توی کف سلام کردن با تو باشم دیگه بدرد لای جرز هم نمی خورم( آخه سیبیل قشنگ فکر کردی تا دو تا هم سن و سال خودت میگن معروفی فکر کردی همه میشناسنت) بار آخرت باشه توی وبلاگ من احساس آدمیت بهت دست می ده هاااا. اگه واسه این بچه مچه ها منی واسه من نیم منی. خر فهم شد یا جوره دیگه حالیت کنم کوچولللل. در ضمن شهاب جان این آماری که من از شما زدم در جواب اون کامنت ها بود که توی وبلاگم دادی (چون من با تو پدر کشتگی ندارم) و البته مطمعنم که درست نوشتم(پس نگو اشتباه هست).

حرف آخر:

در سايه سار امن ايمان، پايدار باشيد و جاودان.

نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |

ببخشید. شرمنده. سرم خیلی شلوغ بود 

موضوع: جالب و خواندنی پنجشنبه هشتم تیر 1385 13:41

هر كس "چرا"يي براي زندگي كردن داشته باشد، چگونه زندگي كردن را در ميابد.

                                                                                                        نيچه

 

 قدرت اندیشه

پیرمردي تنها در زمينه سوتا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش راشخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود .

تنها پسرش که مي توانست به او کمک کند در زندان بود .

پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد : 

پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم .

من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد.

من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي .

دوستدار تو پدر

پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پليس محلي ديده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند .

پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند ؟

پسرش پاسخ داد : پدر برو و سيب زميني هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که از اينجا مي توانستم برايت انجام بدهم .

 

نتيجه اخلاقي:

1- براي شخم زدن زمينتون، يكمي سلاح هسته اي توش قايم كنيد.

2- با بعضي از دروغ ها ميشه سره مامورين دولت رو هم كلاه گذاشت.

 

خوب دوستان عزيزم سلام

ببخشيد كه دير آپ كردم، توي اين چند وقته خيلي سرم شلوغ بود. ولي بخاطر شما هم كه شده اين مطلب زيبا رو نوشتم، تا همتون ازش لذت ببريد. از اون دسته دوستاني هم كه با نظرات خودشون من رو شرمنده كرده بودند، ممنونم. يك سري هم گفته بودند كه چرا آمار نمي دم. دوستان عزيز؛ من بايد يه نفر رو گير بيارم تا بچه هاي جديد كيانپارس رو بشناسه و بهم معرفي بكنه، پس يكمي وقت مي بره. در ضمن اگه آمار شخص خاصي رو هم مي خواهيد، اسمش رو بنويسيد تا براتون بزارم.

دست علي يارتون  خدا نگه دارتون

نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |

تریپ های آقا شهاب و باقی البقات 

موضوع: شنبه سوم تیر 1385 19:38

خوش آنکه در این زمانه آزاد بزیست   ***   خرسند به هر چش که خدا داد بزیست

                                                                                                    حکیم عمر خیام

 مگر آبدارچي هم ايميل مي خواد؟!؟!

مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبه‌ش کرد و تميز کردن زمين‌ رو -به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميل‌تون رو بدين تا فرم‌هاي مربوطه رو واسه‌تون بفرستم تا پر کنين و همين‌طور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين..»
مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!»
رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين. و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نمي‌تونه داشته باشه.»
مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد. نمي‌دونست با تنها 10 دلاري که در جيب‌ش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه‌فرنگي بخره. يعد خونه به خونه گشت و گوجه‌فرنگي‌ها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايه‌ش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد مي‌تونه به اين طريق زندگي‌ش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پول‌ش هر روز دو يا سه برابر مي‌شد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت...
پنج سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده‌فروشان امريکاست. شروع کرد تا براي آينده‌ي خانواده‌ش برنامه‌ربزي کنه، و تصميم گرفت بيمه‌ي عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. وقتي صحبت‌شون به نتيجه رسيد، نماينده‌ي بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»
نماينده‌ي بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين. مي‌تونين فکر کنين به کجاها مي‌رسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد براي مدتي فکر کرد و گفت:
 آره! احتمالاً مي‌شدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت.
نتيجه‌هاي اخلاقي:
1. اينترنت چاره‌ساز زندگي نيست.
2. اگه اينترنت نداشته باشي و سخت کار کني، ميليونر ميشي.
3. اگه اين نوشته رو از طريق ايميل دريافت کردي، تو هم نزديکي به اين که بخواي آبدارچي بشي، به جاي ميليونر...!!!
درجواب اين نوشته به من ميل نزنين، من دارم ايميلم رو مي‌بندم تا برم گوجه‌فرنگي بفروشم!!!!

 

خوب خوب خوب ... اين آقاي شهاب منصوري ما هم مثل اينكه نمي خواد باهامون كنار بياد. آقا شهاب هر چي ما گفتيم سرمون به كار خودمون گرمه و كاري به كاره وبلاگت نداريم، هي اومدي نظر دادي و باقي البقات بچه هاتون رو شير كردي بيان اينجا به من توهين كنند و منم مجبور شم پيغام هاتون رو حذف كنم. ولي خوب ايرادي نداره حالا مي خوام يه حال اساسي بهت بدم كه بدوني آمار در آوردن چه شكليه:

 

شهاب منصوري(نيكبخت):

سال 136۱ در شهر شهيد پرور آبادان  ديده به جهان گشود و به قول خودش از بچه هاي قديمي كيانپارس هست ولي من متوجه نميشم چطور يه نفر كه فقط 3 سال توي كيانپارس مي اومده و خونشون هم خيابون ۱۷ فاز دوم بوده، به خودش اين جرات رو داده كه بگه من قديمي كيانپارس هستم. آقا شهاب اگه آسمون برسه زمين و زمين هم برسه به آسمون باز هم بچه هاي كيانپارس شخصيتي براي خودشون دارند و تو يه الف بچه به كمك يه فنچ 67 به اسم مهيار نمي توني آبرشون رو ببري. خيلي جالبه كه بدوني از قديم گفتند كسي كه هيچي نيست سعي ميكنه با خراب كردن ديگران خودش رو ارضا كنه، ولي تو حتي نمي توني اينهارو هم خراب كني چون همه ميدونند داري از روي عقده اين چرت و پرت ها رو مينويسي. حالا يه مدت توي كيانپارس ول بودي و پاتوقتم آپادانا بود شايد ميشد بهت گفت بچه كيانپارس ولي حالا كه اصفهان زندگي ميكني. در ضمن بيا از يه نفر آمار بگير كه خودش يه چيزي باشه، نه اين مهيار كاويان نژاد كه هنوز به سن قانوني هم نرسيده. آخه اگه اين مهيار عقده دختر نداشت پس چرا اينهمه آمار مرسده و روژين رو وسط كشيد. بدبخت اگه هيچكسي ندونه من يكي كه مي دونم تو حتي دستت هم به مرسده نخورده ( حالا روژين به كنار چون همه ميشناسنش) اومدي مرسده رو خراب كني (كه نتونستي) كه چي بشه، فكر كردي با اين كارت همه ميگن مهيار آخرت زيد بازيه؟ از كي تا حالا تو شدي بچه خوشتيپ كيانپارس ها. بخاطر وجود مبارك شما بود، كه دخترهاي جواديه تهران اومدن به كيانپارس گفتن خززز...

يا آقاي شهاب منصوري تو كه ادعات ميشه آخرت آماري و از بچه هاي قديمي كيانپارس هستي، تو چطور به خودت اجازه دادي اسم دختر هاي مردم رو توي وبلاگت بياري؟ مگه بازي كردن با آبروي يه خانواده بچه بازيه؟ فكر نمي كني با اين كارهات فقط داري شخصيت خودت رو نشون ميدي؟ با اين كارهايي كه كردي حالا همه ميدونند تو يه جورايي عقده داري، يه عقده كه فقط با اين روش خالي ميشه. راستي تا كلاس چندم درس خوندي كه اينهمه غلط پلوت مي نويسي؟؟؟  بيخيال بابا اين هارو نوشتم تا ديگه دست از سر وبلاگم برداري و سرت به كار بي ارزش خودت گرم شه. آفرين پسر خوب يادت نره دندون هات رو مسواك كني ها . زيادم شيريني نخور دندون هات رو كرم ميخوره.

در ضمن اگر هم خواستي ادامه بدي حداقل فحش هات رو به ايميل من بزن تا مجبور نشم حذفشون كنم. اگر هم بلد نيستي ايميل بدي بگو تا يه آموزش دوره اي براي استفاده از ايميل بهت بدم.

 

یکی از آقایونی که در موردشون نوشته بودم بهم ایمیل دادند و گفتند هر چیزی رو که در موردشون نوشتم حذف کنم و فقط آی دی ایشون رو براتون میزارم.

امین دهکردی:    amin_m_t_d

 

حرف آخر:

تو مي داني كه انسان بودن و ماندن

در اين دنيا چه دشوار است

چه رنجي مي كِشد آن كس كه انسان است

و از احساس سرشار است.

نوشته شده توسط تنها در تاریکی | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

About
وقتی دلم از چیزی میگری، وقتی دلتنگ چیزی یا کسی میشم، وقتی تحمل یه چیزی برام سخت میشه،،، تنها یه راه برام میمونه. بیام و خودم رو توی وبلاگم خالی کنم.

توضیحاتی در مورد نویسنده وبلاگ:
http://ahwaz-kiyanpars.blogfa.com/profile
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati

انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه - سیستم چت و گفتگو